تبليغاتX
یادداشت های معمولی

یادداشت های معمولی

در مورد همه چیز به جز پزشکی

پایان وبلاگ

 

به علت همکاری بلاگفا با نهادهای حکومتی و امنیتی تا اطلاع ثانوی استفاده از آن را تحریم می کنم.

http://news.blogfa.com/Post-150.aspx

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 15:20  توسط مانا  | 

و من با كوششي پر درد اشكم را نهان كردم

هوشنگ ابتهاج : خبر کوتاه بود--- اعدامشان کردند---
تقدیم به سرافرازان محمد رضا علی زمانی و آرش رحمان پور

خبر كوتاه بود
اعدامشان كنيد
خروش دخترك برخاست
لبش لرزيد
دو چشم خسته اش
از اشك پر شد
گريه را سر داد
و من با كوششي پر درد اشكم را نهان كردم
چرا اعدامشان كردند ؟
مي پرسد ز من با چشم اشك آلود
عزيزم دخترم
آنجا شگفت انگيز دنيايي ست
دروغ و دشمني فرمانروايي مي كند آنجا
طلا : اين كيمياي خون انسان ها
خدايي مي كند آنجا
شگفت انگيز دنيايي كه همچون قرنهاي دور
هنوز از ننگ آزار سياهان دامن آلوده ست
در آنجا حق و انسان و حرفهايي پوچ و بيهوده ست
در آنجا رهزني آدمكش خونريزي آزاد است
و دست و پاي آزادي ست در زنجير
عزيزم دخترم
آنان براي دشمني با من
براي دشمني با تو
براي دشمني با راستي
اعدام شان كردند
و هنگامي كه ياران
با سرود زندگي بر لب
به سوي مرگ مي رفتند
اميدي آشنا مي زد چو گل در چشم شان لبخند
به شوق زندگي آواز مي خواندند
و تاپايان راه روشن خود با وفا ماندند
عزيزم
پاك كن از چهره اشكت را
ز جا برخيز
تو در من زنده اي
من در تو ما هرگز نمي ميريم
من و تو با هزاران دگر
اين راه را دنبال مي گيريم
از آن ماست پيروزي
از آن ماست فردا با همه شادي و بهروزي
عزيزم
كار دنيا رو به آبادي ست
و هر لاله كه از خون شهيدان مي دمد
امروز نويد روز آزادي ست
+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 14:31  توسط مانا  | 

اندر حکایت زمان

 

۱- این کاملا تصادفیه که من دارم راجع به زمان فکر می کنم و هیچ ارتباطی به مطالبی که در بعضی وبلاگ ها خوندم نداره! :-)

۲- تنها زمان می تونه نتایج تصمیماتی رو که می گیریم مشخص کنه و گاهی هم نمی تونه! (این مطلب رو من باب تصمیمات سیاسی گفتم اما در بقیه حوزه ها هم صادقه)

۳- من فکر نمی کنم اگه تو زمان به عقب برگردم کاری کنم به جز همون کارهایی که انجام دادم! این یحتمل نشون می ده که من عبرت نمی گیرم!

۴- هرچی بزرگتر (؟!!) میشم خواسته هام بیشتر رنگ می بازن! هفت- هشت سال پیش هیچ وقت فکرشو هم نمی کردم چیزهایی که اونقدر برام مهم بودند تا این حد کم رنگ بشن و حتی فراموش. 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 15:5  توسط مانا  | 

نمایش دروغ و فریب؟

 

من هنوز نتونستم تحلیل راضی کننده ای از وضعیت رفتار حکومت در جایی پیدا کنم.

از طرفی برنامه ای با نام "رو به فردا" سعی می کنه -هر چند اندک- فرصتی به معترضان میانه روتر داده باشه و در گزارشی قاضی جنایتکار -که باز هم قبول دارم به تنهایی عامل همه جنایتها نیست- در مجلس متهم می شه. از طرفی مادران عزادار به زندان می افتند و استاد دانشگاه حامی موسوی در بمب گذاری کشته می شه و مردم به چک شدن ایمیل و اس ام اس تهدید میشن و ...

همه با تردید نگاه میکنن و از سیاست چماق و هویج حرف می زنن! خوشبین تر ها از کوتاه آمدن حکومت -به ویژه به خاطر نزدیکی به ۲۲ بهمن- نوید می دن و بد بین ها از حقه های کثیف دروغ و ریا.

سکوت آگاهان -یا رهبران- نباید بیشتر از این طولانی شود. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 14:38  توسط مانا  | 

رازی دانشمند اسلامی؟؟

 

قبلا مطلبی نوشته بودم در باب بازگشایی مدارس که اشاره کرده بودم زکریای رازی متریالیست بوده اما در کتب درسی ترجیح داده می شه از اون به عنوان دانشمنداسلامی نام برده بشه. مستندی که چندان بی طرفانه هم نیست کتاب "منصور حلاج" نوشته "میرفطروس"هست که به جنبش های اجتماعی اون دوران می پردازه و در این بین به متریالیست بودن رازی هم اشاره می کنه! شاید برای شما اهمیتی نداشته باشه که کسی که چند قرن پیش زندگی می کرده چه تفکری داشته اما برای خود من جالبه که همیشه آدم هایی بودند که خرافات رو به سادگی قبول نمی کردند و ترجیح می دادند از خودشون اندیشه ای داشته باشند و اگر نقش این افراد در مقابله با خرافه رو هم در نظر بگیریم می شه گفت باید قدردانشون هم باشیم.

این مطلب رو با جمله ای از رازی به پایان می برم:

"اگر خدا خالق جهان است چرا پیش از خلق جهان جهان را خلق نکرد؟"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 14:27  توسط مانا  | 

این روزها

 

این روزها با درد و رنج و زندان و ترور عجین شده. روزها را می شمارم برای حضوری دیگر.

و چه بی شرمانه در انکار ما به سر می برند. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 14:3  توسط مانا  | 

ماتم


باز یکی رخت بربست! آیا عبرتیست برای بازماندگان؟


این یادداشتی است بر درگذشت آیت ا... منتظری. من او را نمی شناختم. تنها یک چیز راجع به او شنیده بودم: او کسی بود که در برابر اعدام های سال 67 سکوت نکرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 21:1  توسط مانا  | 

فصل بدی است و شب ها طولانی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 20:4  توسط مانا  | 

phobia

What's your phobia?i

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 12:43  توسط مانا  | 

In a country well governed, poverty is something to be ashamed of. In a country badly governed, wealth is something to be ashamed of

Confucius

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 10:16  توسط مانا  |